چقدر برای جان خود و عزیزانمان ارزش قائلیم؟ بررسی نبود درمانگاه در ایرا!

با توجه به رشد روز افزون جمعیت در جوامع بشری و تغییر ذائقه افراد و استفاده از مواد غذایی ناسالم و مضری همچون fast food ها و روغن های ناسالم، کم تحرکی، استعمال دخانیات و … ابتلا به بیماری های گوناگونی همچون نقرس، چربی خون، فشار خون بالا، دیابت و … به شدت رایج گشته و نیاز به خدمات پزشکی و درمانی در هر جامعه ای را بیش از پیش ضروری می‌نماید.

علیرغم موارد مذکور سوانح و حوادث پیش بینی نشده ای همچون جراحات، شکستگی های استخوان، دررفتگی مفاصل، گزش حشرات و خزندگان و گازگرفتگی حیوانات وحشی و … را نیز باید از جمله سایر عوامل خطرناک برای افراد یک جامعه دانست و وقوع هیچ کدام از موارد مذکور پیش بینی شده و با برنامه ریزی نیست.

ضرب المثل معروفی داریم که می گوید: حادثه خبر نمی‌کند!

ما در هر لحظه در برابر حواث و اتفاقات ناگوار و پیش بینی نشده ای هستیم و عقل سلیم ایجاب میکند که خود را در برابر این حوادث و اتفاقات ناگوار بیمه و ایمن کنیم خصوصا آنکه این حوادث و اتفاقات ناگوار در یک روستای دور افتاده و کوهستانی باشد!

بگذارید مثال هایی برایتان بیاوریم:

  • گزیده شدن یک نوجوان توسط مار و یا عقرب
  • شکسته شدن دست، پا و یا آسیب به ستون فقرات در حین بازی در زمین ورزشی غیر استاندارد روستا
  • زمین خوردن کودکان در حین دویدن
  • گیر کردن هسته میوه در گلوی اطفال و یا افراد
  • بالا رفتن فشار خون و سکته قلبی در افراد مستعد

همه موارد فوق ساده ترین مثال های ممکنه بودند. خب پس از وقوع موارد فوق چه باید کرد؟

اکثر افراد در این مواقع سریعا با شماره ۱۱۵ تماس گیرند. ولی به راستی رسیدن خودرو امدادی و یا هلیکوپتر نجات برای این سوانح چقدر زمان نیاز دارد؟

در خوشبینانه ترین حالت ممکن ما حدود ۱۵ دقیقه تا درمانگاه آب اسک (در صورت حضور دکتر و باز بودن) و حدود ۳۰ دقیقه تا درمانگاه گزنگ فاصله داریم.

ولی برخی از این سوانح نیازمند فرد آموزش دیده و خبره ای هستند که کمک های اولیه را انجام دهند. گاها در سوانح ما قصد امداد رسانی و کمک به فرد مصدوم را داریم اما حمل و نقل غیر صحیح ما میتواند منجر به قطع نخاع فرد و فلج شدگی شود. اتفاق عینی در ایرا داشته ایم که فرد خردسالی در اثر خفگی ناشی از گیر کردن هسته گیلاس درگذشته! یعنی ما در برخی حوادث باید تا کمتر از ۵ دقیقه فرد را نجات دهیم!

به نظر شما چاره چیست؟ عقل سلیم چه فرمانی میدهد؟

darmangah-nava-1395

حال به تصویر بالا نگاه کنید!

فهرستی از پزشکان و متخصصین حاذق که برای معاینه به روستای همجوار ما یعنی روستای نوا لاریجان میروند. علاوه بر این پزشکان که به صورت دوره ای و هفتگی به روستا میروند پزشکی عمومی به صورت ۲۴ ساعته در فصل گرم سال در ییلاق حضور دارد.

روستاهای زیادی در لاریجان نسبت به ارسال درخواست و حضور پزشک در ییلاق خود اقدام کرده اند.

روستای نوا یکی از این روستاهاست! روستای نمارستاق نیز در حال انجام مراحل نهایی است.

با دهیار ایرا جناب آقای فاضلی گفتگویی هرچند کوتاه در این خصوص داشته ایم اما متاسفانه اینگونه عنوان شد که علوم پزشکی از ما ساختمانی مجزا برای امور پزشکی میخواهد و ما میتوانیم زمین را اهدا کنیم ولی ساخت و ساز با خود علوم پزشکی! اما علوم پزشکی با این امر موافقت نمیکند زیرا روستا سکنه ثابت کمی دارد و ساختمان را باید خودمان بسازیم!

حال سوالی برای ما وجود دارد! به راستی چرا و چگونه روستای متمول نشینی همچون ایرا نمیتواند یک ساختمان چند اتاقه ساده ساخته و برای نجات جان اهالی خود آن را در اختیار علوم پزشکی قرار دهد؟

چه همت و توانی در ساکنین روستاهای همجوار بوده که ما از داشتن آن محرومیم؟

آیا جان خودمان و عزیزانمان مهم نیست؟ چطور در حالی که بسیاری از ایرایی های عزیز در این آبادی ویلاهای چندصد میلیون تومانی ساخته اند نمیتوانیم یک درمانگاه چهار اتاقه ساده بسازیم و از آن برای امور درمانی استفاده کنیم؟

ما آماده انتشار هرگونه پاسخ و توضیحی از عزیزان دهیار، شورای ایرا و شورایاران هستیم و حق پاسخگویی و انتشار پاسخ را برای همه عزیزان قائلیم.

با احترام

مهدی کشوری فر

یکی از اهالی ایرا لاریجان

 

با دوستانتان به اشتراک بگذارید
Share

درباره ی مهدی کشوری فر

مهدی کشوری‌فر هستم. فرزند آقای مصطفی کشوری‌فر و یک دوستدار و دلداده ایرا لاریجان. اجداد پدری بنده به آقا ملا محمد لاریجانی میرسه و از سال 1385 مدیریت وب سایت ایرا لاریجان رو برعهده دارم. مهندس صنایع غذایی و همچنین مهندس فناوری اطلاعات هستم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *